بنياد مسيحي ايرانيان
new

یکی از ترسناکترین سرنوشت زنان ایران تحت حاکمیت اهریمنی ولی ففیه اسلامی

«اشرف سادات حسینی» تکه تکه شد، اما زنده ماند!

اشرف سادات حسینی، مادری ۵۶ ساله ای که این روزها روی تخت با صورتی پر از بخیه و خط خطی، با چشمی کور شده، انگشتان و کف یک دست قطع شده ، یک دست بدون حرکت و در حالیکه روی سرش ضربات زیاد چاقو وقمه خورده است روی تخت به سختی حرف می زند و از «روز وحشت» می گوید، از روزی که فقط درد می کشید و ناله می کرد و می دید دستانش ساطوری می شوند و انگشتان دستش قطع شده در گوشه ای افتاده اند از آن روز پر از کابوس! صدای شکستن شیشه هنوز در گوش هایش است هیچ کس نبود نجاتش دهد تا اینکه با تصور مرگ چشمهایش را برای همیشه بست و ….

جان بدر بردن از یک تهاجم وحشیانه و مرگبار که او را تا یک قدمی مرگ پیش برد، تنها یک معجزه بود و حالا او زنده مانده است.
اما شاید سرنوشت پیش رویش بدتر از مرگ نیاشد، خودش برای امرار معاش کار می کرد و حالا حتی نمی تواند کارهای شخصی اش را انجام بدهد، حتی از خانه خودش نیز وحشت دارد و دیگر نمی خواهد پایش به آن خانه برسد.
این مادر در ابتدای حرف هایش می گوید: ترس از شوهرم باعث شده که هر لحظه چشم به پنجره بیندازم و می ترسم شوهرم پنجره را بشکند و با قمه به سراغم بیاید.

در این نظام هیولایی، زنان و دختران قربانیانی بی دفاع و محکوم به مرگ هستند.
تا این حکومت شیطانی بر اریکه قدرت تکیه زده است، هیچ سرنوشت بهتری از آنچه که برای اشرف رقم زده شده است، متصور نیست.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish. پذیرفتن ادامه

Translate »