بنياد مسيحي ايرانيان
new

نان روزانه ۵ بهمن ۲۵ ژانویه

تفسیر پیدایش فصل ۲۴

الف-۱۱. عروسی برای اسحاق (باب ۲۴)

۲۴: ۱-۹ ابراهیم بزرگترین خادم خود را قسم داد که مبادا برای اسحاق از کنعانیان دختری انتخاب کند و نه بگذارد که او در بین‌النهرین زندگی کند. چارلز اف فیفر (Charles F. Pfeiffer) قسمی را که در آیات ۲-۴ ذکر شده است، چنین توصیف می‌کند:
بر طبق اصلاح کتاب مقدسی، بچه‌ها از «ران» یا «کمر» (صلب) پدر خود بوجود می‌آمدند (نگاه کنید به پیدایش ۴۶: ۲۶). گذاشتن دست بر روی کمر نمادی بود بر اینکه، در صورتی که اگر سوگند بجا آورده نشود، فرزندانی که بوجود می‌آمدند، و یا به عبارتی فرزندانی که از «کمر» تولید می‌شدند انتقام این خیانت را از او خواهد گرفت. و این عمل «سوگند اولاد» نامیده می‌شد و به طور خاص در این قسمت کاربرد دارد، زیرا مأموریت خادم ابراهیم این بود که اطمینان دهد که توسط اسحاق فرزندی برای ابراهیم حاصل شود.

۲۴: ۱۰-۱۴ خادم در اینجا نمادی از روح‌القدس است که توسط پدر فرستاده می‌شود تا برای «اسحاق آسمانی» یعنی خداوند عیسی عروسی برگزیند. متن روایت به دقت تمهیدات سفر را ثبت کرده است، خادم هدایایی دارد، و نشانی برای شناسایی عروس منتخب خداوند. مورداک کمپل (Murdoch Campbell) این موضوع را چنین شرح می‌دهد:
این نشانی بود بر اینکه شخصیت و موقعیت دختری که شایسته پسر آقایش است را پر رنگ‌تر سازد. او تنها باید از او «سبویی» می‌خواست – آنگونه که از ترجمه متن عبری بر می‌آید – سبوی آب؛ اما آن کسی را که خدا انتخاب کرده بود تا مادر امتی عظیم و جده دور عیسی مسیح باشد، باید ذات بخشنده خود را اینگونه نشان می‌داد که نه تنها یک سبوی آب، بلکه آب بسیار فراوان به دیگران می‌بخشید. و بدین منظور او باید آمادگی خود را برای آب نوشانیدن به شترها هم اعلام می‌کرد. خوب هنگامی که ما تصور می‌کنیم، ده حیوان تشنه پس از یک سفر طولانی، آنقدر تشنه بودند که می‌توانستند ده بشکه آب را بنوشند، آنگاه پی می‌بریم که این دختر همان دخترِ دعای الیعازر بود که حاضر بود انسان و حیوان را خدمت کند، و این اشاره‌ای است به روحیه‌ای مهربان و فداکار و همچنین شخصیتی بسیار والا.

۲۴: ۱۵-۵۲ مسلماً این ربکا محبوب بود که این شرایط را انجام داد و بدینسان هدایای خادم ابراهیم را دریافت کرد. هنگامی که ربکا خادم را به سوی خانه پدر خود هدایت می‌کرد، خادم ابراهیم می‌دانست که جستجوی او به پایان رسیده است. به محض اینکه ربکا این وضعیت را برای برادر خود، لابان شرح داد، او همراهانش را به گرمی پذیرفت، و سپس شنید که خادم از ربکا برای اسحاق خواستگاری کرد. تمام این اتفاقات خوشایند دست به دست هم دادند تا لابان و بتوئیل، پدر ربکا را متقاعد سازند که این ازدواج را خداوند تدارک دیده است.

۲۴: ۵۳-۶۱ سپس خادم هدایایی به ربکا، لابان، و مادر او تقدیم کرد تا مهر تأییدی باشد بر این پیوند. صبح روز بعد، خانواده خواستند که در عزیمت ربکا تأخیر صورت پذیرد، اما اشتیاق ربکا برای رفتن مشکل را حل کرد و او به برکات خانواده عازم شد.

۲۴: ۶۲-۶۷ اسحاق پس از واقعه موریا برای اولین بار هنگامی که به ملاقات ربکا می‌رود ظاهر می‌شود. پس اولین باری که نجات دهنده را پس از مرگ، تدفین و قیام و صعود به آسمان می‌بینیم زمانی است که او برای دیدار عروس منتخب خود می‌آید (اول تسالونیکی ۴: ۱۳-۱۸). ملاقات اسحاق با ربکا یکی از زیباترین ملاقاتها است. او بدون اینکه او را قبلاً دیده باشد و با او ازدواج کرد و دل به او بست، و بر خلاف دیگر پاتریاخها هیچ همسر دیگری نداشت.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish. پذیرفتن ادامه

Translate »