بنياد مسيحي ايرانيان
new

نان روزانه ۴ فروردین ۲۴ مارچ

تفسیر خروج فصل ۳۲

ت. بت پرستی قوم (بابهای ۳۲-۳۳)

خیمه: تصویر الهی مسیح

اصولاً خیمه از مسیح سخن می‌گوید، کلمه‌ای که جسم گردید و میان ما ساکن شد یا خیمه زد (یوحنا ۱: ۱۴).
همچنین خیمه می‌تواند راه نجات خدا و زندگی و خدمت ایمانداران را پس از آن به تصویر بکشد.
اما اگرچه خیمه راه نجات را به تصویر می‌کشد، اما آن به قومی اعطا شد که در چارچوب یک رابطه عهدی با خدا قرار داشتند. خیمه بیشتر از آنکه راه نجاتی را مهیا کند ابزاری بود که قوم توسط آن از ناپاکی بیرونی و عبادتی پاک می‌شدند و در نتیجه می‌توانستند خدا را بپرستند.

خیمه و خدمات مربوط به آن نمونه‌هایی از مسایل آسمان بودند (عبرانیان ۸: ۵؛ ۹: ۲۳، ۲۴). این بدان معنا نیست که باید در آسمان نیز شباهتهای ساختمانی و معماری این چنینی وجود داشته باشد، اما خیمه واقعیتهای روحانی در آسمان را به تصویر می‌کشد. به همتاهای آن توجه نمایید:

مسکن زمینی مسکن آسمانی
عبرانیان ۹: ۱-۵ عبرانیان ۸: ۲؛ ۹: ۱۱-۱۵
قدس اقداس اقداس، حضور خدا
عبرانیان ۹: ۳ب عبرانیان ۱۰: ۱۹
حجاب حجاب، بدن مسیح
عبرانیان ۹: ۳الف عبرانیان ۱۰: ۲۰
خون حیوانات خون مسیح
عبرانیان ۹: ۱۳ عبرانیان ۹: ۱۴
مذبح مسیح، مذبح ما
عبرانیان ۷: ۱۳، خروج ۲۷: ۱-۸ عبرانیان ۱۳: ۱۰
رئیس کهنه مسیح، کاهن بزرگ ما
عبرانیان ۵: ۱-۴ عبرانیان ۴: ۱۴، ۱۵؛ ۵: ۵-۱۰؛ ۷: ۲۰-۲۸؛ ۱۰: ۱۲
قربانی مسیح، قربانی ما
عبرانیان ۱۰: ۱-۴، ۱۱ عبرانیان ۹: ۲۳-۲۸؛ ۱۰: ۱۲
تابوت تخت فیض
عبرانیان ۹: ۴ عبرانیان ۴: ۱۶
مذبح بخور مذبح بخور در آسمان
عبرانیان ۹: ۴ مکاشفه ۹: ۳
پرده‌های کتانی که صحن بیرونی را شکل می‌دهند (۴۶ متر × ۲۳ متر)

پرده‌ها از کتان نازک و لطیف درست شده بودند، که نمادی بودند از عدالت کامل خدا. آنها ۲۲ متر ارتفاع داشتند که در واقع نمی‌گذاشتند انسانها آن سوی دیگر را ببینند. و این یعنی ناکامی انسان در رسیدن به معیار کامل عدالت خدا (رومیان ۳: ۲۳) و ناتوانی گناهکاران برای درک مسایل الهی (اول قرنتیان ۲: ۱۴). پرده‌ها توسط ۵۶ ستونی که در پایه‌های نقره‌ای فرو رفته بودند و نوارها و شاخه‌های نقره داشتند ایستاده نگاه داشته می‌شدند.

دروازه

شخص برای وارد شدن به صحن باید از در یا دروازه عبور می‌کرد. تنها یک راه ورودی وجود داشت، همانگونه که عیسی تنها راه رسیدن به خدا است (یوحنا ۱۴: ۶؛ اعمال ۴: ۱۲). دروازه ۹ متر عرض داشت و نمادی از کفایت مسیح بود برای تمام بشر (یوحنا ۶: ۳۷؛ عبرانیان ۷: ۲۵). پرده‌هایی که دروازه را شکل می‌دادند از کتان سفید که با رنگهای لاجوردی، ارغوانی و قرمز آراسته بودند ساخته شده بودند. و این نمونه‌ای است از مسیحی که در چهار انجیل معرفی شده است:

ارغوانی متی پادشاه (متی ۲: ۲)
قرمز مرقس خادم فروتن، که برای گناهان رنج می‌کشد، که در اشعیا ۱: ۱۸ به قرمز تشبیه شده است.
سفید لوقا انسان کامل (لوقا ۳: ۲۲)
لاجورد یوحنا آسمانی (یوحنا ۳: ۱۳)
مذبح برنجی قربانی سوختنی (۲.۳ متر مربع × ۱.۳۷ارتفاع)

اولین وسیله در صحن مذبح بود. مذبح جایی بود برای قربانی. مذبح از صلیب مسیح در جلجتا سخن می‌گوید (عبرانیان ۹: ۱۴، ۲۲). این جایی است که گناهکار باید به خدا نزدیک شود. مذبح از برنج و چوب اقاقیا ساخته شده بود، چوبی که در بیابان هیچگاه دچار پوسیدگی نمی‌شود. برنج از داوری سخن می‌گوید و چوب نمادی از بی گناهی مسیح است، انسان فساد ناپذیر. کسی که گناهی در خود نداشت اما متحمل داوری خدا به خاطر گناهان ما گردید (دوم قرنتیان ۵: ۲۱).

مذبح خالی بود، که قسمتی از سطح آن فرو رفته بود تا حیوان قربانی در آنجا قرار بگیرد. چهار شاخ وجود داشتند که از برنج پوشیده شده بودند، هر یک در یک گوشه (خروج ۲۷: ۲). مسلما قربانی به این چهار شاخ بسته می‌شد (مزمور ۱۱۸: ۲۷ ب). آنها ریسمان و یا میخ‌هایی که نجات دهنده ما را به صلیب بستند نیستند، بلکه محبت ابدی او برای ما.

هنگامی که یک اسرائیلی یک قربانی سوختنی با خود می‌آورد، دست خود را بر روی قربانی می‌گذاشت، و با این کار خود را با او یکی می‌دانست، و در واقع می‌گفت که حیوان به جای او قربانی می‌شود. آن یک قربانی نیابتی محسوب می‌شد. حیوان کشته و خونش ریخته می‌شد، که در واقع اشاره‌ای بود به خون مسیح، که بدون آن بخششی برای گناهان وجود ندارد (عبرانیان ۹: ۲۲).
همه متعلقات حیوان به جز پوست او بر مذبح سوزانیده می‌شد. در اینجا نمونه شناختی مصداق ندارد زیرا مسیح در جلجتا خود را کاملاً به اراده پدر سپرد.
آن عطر خوشبویی بود برای خدا، که رضایت کامل خدا از کار مسیح را بر ما خاطر نشان می‌سازد. و آن برای تقدیم کننده کفاره می‌شد.
حوض از برنج آیینه‌هایی که زنان هدیه داده بودند درست شده بود (خروج ۳۸: ۸). جِی. اچ. براون (J. H. Brown) اظهار می‌دارد: «آنها چیزهایی را تقدیم کردند که برای خوشنودی خود استفاده می‌کردند، همان چیزهایی که برای خوشنودی جسم به کار می‌رفت.» حکم کردن بر خود باید پیش از پرستش انجام شود (اول قرنتیان ۱۱: ۳۱).
حوض برای کاهنان بود و از لزوم طهارت برای خدمت سخن می‌گوید (اشعیا ۵۲: ۱۱). کاهنان پیش از خدمت باید شسته می‌شدند (لاویان ۸: ۶). پس از آن باید دایما دستها و پاهای خود را می‌شستند. یک غسل – طهارتهای بسیار. امروزه تمام ایمانداران کاهن هستند (اول پطرس ۲: ۵، ۹). ما تنها یک بار به غسل تولد تازه نیاز داریم (یوحنا ۳: ۵؛ ۱۳: ۱۰؛ تیطس ۳: ۵). اما لازم است که دایما دستها (برای خدمت) و پاهای (برای سلوک الهی) خود را بشوییم (یوحنا ۱۳: ۱۰). ما این کار را با آب کلام خدا انجام می‌دهیم (مزمور ۱۱۹: ۹-۱۱؛ یوحنا ۱۵: ۳؛ افسسیان ۵: ۲۶).
احتمالاً حوض دارای یک تشت در بالا برای شستن دستها و یک تشت در پایین برای شستن پاها است. کتاب مقدس شکل و اندازه دقیق حوض را به ما نمی‌گوید.

خیمه به تنهایی (۴.۶ متر × ۱۴ متر)

این بنا از جلوه بیرونی ساده بود اما از داخل بسیار زیبا بود. تمام چیزهایی که داخل بودند از طلا پوشیده و دارای تزئینات بودند. خیمه از مسیح سخن می‌گوید، کسی در میان ما ساکن گردید (یوحنا ۱۴: ۱۴)؛ کسی که از نظر ظاهری زیبایی‌ای که از او انتظار داریم نداشت (اشعیا ۵۳: ۲ب)، اما باطن او بسیار زیبا بود.
چهار پوشش به ترتیب زیر در داخل خیمه وجود داشت:

کتان لطیف مزین عدالت و زیبایی مسیح
موی بز کفاره مسیح، کسی که قربانی ما شد (لاویان ۱۶)
پوست قوچ، که به رنگ قرمز در می‌آمد تقدیس مسیح (قوچ تقدیس خروج ۲۹: ۱۹-۲۲)
پوست خز اینها همچنین پوست نهنگ، پوست دلفین و پوست خام گاو دریایی ترجمه شده است. آنها خیمه را از عناصر طبیعی محفوظ نگاه می‌داشتند، که بیانگر حفاظت مسیح از قوم خود در برابر شریر است.
تخته‌ها

برخی بر این باورند آنها بیشتر چهار چوبهای مشبک بودند تا تخته‌های مستحکم. آنها به هر صورت که بوده باشند، سکونتی متحد از خدا در روح‌القدس شکل می‌دادند (افسسیان ۲: ۲۲). آنها از چوب اقاقیا که با طلا پوشیده شده بود ساخته شده بودند، و نمادی بودند از انسانیت ما و جایگاهی که در مسیح داریم. خدا ما را در او می‌بیند. تخته‌ها ۵ متر ارتفاع داشتند و توسط پشت بند افقی پوشیده از طلا به هم متصل شده بودند (خروج ۲۶: ۲۶-۲۸). پشت بند وسطی از میان تخته‌ها رد می‌شد، که شاید بتوان آن را نمونه‌ای از روح‌القدس برشمرد. هر تخته توسط زبانه‌هایی در دو حفره نقره‌ای جای می‌گرفتند. نقره نمادی از نجات یا رهایی است (به عنوان مثال نگاه کنید به خروج ۳۰: ۱۵ جاییکه مثقالهای نقره مبلغ کفاره بودند). بنیاد ایمانداران کار رهایی بخش مسیح است (اول پطرس ۱: ۱۸، ۱۹).

مسکن

حجابی که به مسکن مقدس منتهی می‌شد بیانگر مسیح به عنوان راه مشارکت با خدا است (افسسیان ۲: ۱۸، ۳: ۱۲). هیچ صندلی‌ای در مسکن وجود نداشت زیرا کار کاهن هیچگاه کامل نبود. دقیقاً مخالف کار کامل مسیح که برای همیشه کامل است (عبرانیان ۱۰: ۱۲).

میز نان تقدّمه (۹۱ سانتیمتر طول، ۴۶ سانتیمتر عرض، ۷۰ سانتیمتر ارتفاع؛ به سمت شمال)

میز از چوب اقاقیا پوشیده از طلا ساخته شده بود، که در واقع نمادی بود از انسانیت و الوهیت خداوند. بر روی میز دوازده قرص نان فطیر که نمادی هستند از قوم خدا که با همکاری مسیح در حضور خدا حاضر می‌شوند. نانها توسط دو تاج طلا احاطه شده بودند، که در واقع می‌توان آنها را مسیح جلال یافته بر شمرد.

چراغدان (۳۴ کیلوگرم. هیچگونه ابعادی در اینجا نوشته نشده است؛ به سوی شمال)

چراغدان از طلای کوبیده ساخته شده بود. یک پایه داشت و دسته‌ای از آن بیرون آمده بود، که از آن هفت شاخه به همراه یک چراغ روغنی. چراغدان تنها منبع نور در خیمه بود. احتمالاً تصویری از روح‌القدس است که در خدمت خود مسیح را جلال می‌دهد (یوحنا ۱۶: ۱۴) و یا شاید از مسیحی که نور آسمان است سخن می‌گوید (مکاشفه ۲۱: ۲۳) و منبع تمام انوار روحانی (یوحنا ۸: ۱۲). طلای خالص نمادی از الوهیت است.
چراغدانها از عصر تا صبح می‌سوختند (خروج ۲۷: ۲۱؛ اول سموئیل ۳: ۳).

مذبح بخور (۴۶ سانتیمتر مربع مساحت و ۹۱ سانتیمتر ارتفاع؛ مقابل حجاب در وسط)

مذبح بخور از چوب اقاقیا و طلا ساخته شده بود، که نمادی از الوهیت و انسانیت مسیح بود. آن مسیح جلال یافته را که برای قوم خود شفاعت می‌کند به تصویر می‌کشد (عبرانیان ۷: ۲۴-۲۶؛ مکاشفه ۸: ۳، ۴). بخور نمادی از رایحه شخصیت و کار اوست. آتش باید از مذبح قربانی سوختنی بیرون بیاید، رایحه مسیح به هنگامی که خود را بدون هیچ عیبی به خدا تقدیم کرد.
[۰۵:۵۴, ۱۸-۰۳-۲۰۲۲] Edvard: بخور از میعه و اظفار و قِنَّه و کندر ساخته شده بود – همه اینها ترکیب می‌شدند تا رایحه مورد نظر – رایحه مسیح – را از خود ساطع کنند (افسسیان ۵: ۲).

قدس اقداس

حجابی که به سوی قدس اقداس است از جسم مسیح سخن می‌گوید (عبرانیان ۱۰: ۱۹-۲۲—)، که به طور موقتی در جلجتا به مرگ سپرده شد (لوقا ۲۳: ۴۵). در حالیکه تنها کاهنان می‌توانستند به صحن مقدس داخل شوند، و در حالیکه تنها رئیس کهنه آن هم سالی یک بار می‌توانست به قدس اقداس داخل شود، اما اکنون ایمانداران در هر مکان و زمانی به این مکان مقدس دسترسی دارند (عبرانیان ۱۰: ۱۹-۲۲).

تابوت (۱۱۴ سانتیمتر طول، ۷۰ سانتیمتر عرض و ارتفاع)

این تابوت در واقع صندوقی از چوب اقاقیای پوشیده از طلا بود. تابوت از تخت خدا سخن می‌گوید. از دو نگاه می‌توان به محتویات آن نگریست، یکی انسان محور و تا حدی منفی و دیگری مسیح محور و تا حدی مثبت:
ابتدا اینکه تابوت یادآور سه بار سرکشی انسان بود (مّن، خروج ۱۶: ۲، ۳؛ تورات، خروج ۲۳: ۱۹؛ عصای هارون، اعداد ۱۷: ۱-۱۳) و از این می‌تواند تصویری از مسیح باشد که لعنت سرکشی ما را به خود حمل می‌کند.
و یا اینکه مّن تصویری از مسیح به عنوان نان خدا است؛ تورات به منزله تجلی قدوسیت خدا که خداوند آن به آن شکوه و جلال بخشید؛ و عصای هارون به عنوان مسیح قیامت، کاهن منتخب خدا.

تخت رحمت

تخت رحمت سرپوشی برای تابوت بود. بر روی آن دو کروبین بودند، که از طلای خالص ساخته شده بودند، که پاسبانان تخت خدا و مدافعان عدالت او بودند. آنها به خونی که در مقابل تابوت و تخت رحمت پاشیده شده بود می‌نگریستند. خون مسیح عدالت خدا را ارضا می‌کند و تمام خطایای ما را از نظر او مخفی می‌کند. از این رو تخت داوری تبدیل به تخت رحمت می‌شود (همان واژه کفاره در اول یوحنا ۲: ۲). خدا گناهکار را در مسیح ملاقات می‌کند.

ابر جلال

هنگامی که کار خیمه به پایان رسید خداوند در ابر جلال بر روی تخت رحمت ظاهر شد، که این تجلی خداوند را «شیخینا» نیز می‌گویند؛ معادل عبری ساکن شدن. این نمادی عینی از جلال او بود.

ت – بت پرستی قوم (بابهای ۳۲-۳۳)

۱ – گوساله طلایی (۳۲: ۱-۱۰)

۳۲: ۱-۱۰ قوم که دیگر طاقتشان سر آمده بود، از هارون خواستند بتی برای آنها بسازد. او هم با فروتنی گوشواره‌های طلای آنها را جمع آوری کرد و آنها را تبدیل به یک گوساله طلایی کرد، عملی که به طور واضح منع شده بود (خروج ۲۰: ۴). سپس آنها به عیاشی پرداختند، آن بت را پرستش کردند و خوردند و نوشیدند، و دچار فساد اخلاقی شدند. آنها وانمود می‌کردند که خدا را می‌پرستند (آیه ۵)، اما توسط یک گاو. خدا قوم خود را به هنگام ترک مصر با طلا برکت داد (۱۲: ۳۵-۳۶)، اما به خاطر دلهای پر از گناه قوم برکت تبدیل به لعنت شده بود. خدا موسی را از آنچه در پایین کوه می‌گذشت آگاه نمود (آیات ۷، ۸) و تهدید کرد که قوم خود را نابود خواهد کرد (آیات ۹، ۱۰).

۲ – شفاعت و خشم موسی (۳۲: ۱۱-۳۵)

۳۲: ۱۱-۱۳ موسی در پاسخ به خدا در جایگاه یکی از شفیعان بزرگ کتاب مقدس قرار گرفت. به استدلالهای قوی‌ای که او بیان می‌کند توجه نمایید: قوم، قوم خداوند بودند (آیات ۱۱، ۱۲). خدا از آنها حفاظت کرده بود تا آنها را به مصر بیاورد (آیه۱۱). مصریان به خاطر اعمالی که خدا برای قوم خود انجام داده بود و آنها قادر به انجام آنها نبودند به خشم آمده بودند (آیه۱۲). خدا باید به عهدی که با پاتریاخها بسته بود وفادار می‌ماند (آیه ۱۳).

۳۲: ۱۴ «پس خداوند از آن بدی که گفته بود که به قوم خود برساند، رجوع فرمود…» (آیه ۱۴). واژه بدی در اینجا به معنای مجازات است. خداوند در پاسخ به شفاعت موسی از آن مجازاتی برای قوم خود در نظر گرفته بود منصرف شد.

۳۲: ۱۵-۲۰ موسی در حالیکه دو لوح سنگی شهادت را در دست داشت از کوه پایین آمد و در راه یوشع را دید، و در حالیکه قوم جشن بت پرستی و شهوت پرستی را اجرا می‌کردند موسی به آنها نزدیک شد.

ت-۳. توبه قوم (۳۳: ۱-۶) – موسی با خشم مقدس خود الواح سنگی شهادت را شکست تا شهادتی باشد بر آنچه قوم انجام داده بودند. سپس گوساله‌ای را که ساخته بودند گرفته، به آتش سوزانید، و آن را خرد کرده، نرم ساخت، و بر روی آب پاشیده، بنی اسرائیل را نوشانید (آیه ۲۰) – شاید می‌خواهد بگوید که گناهان ما دوباره به ما باز می‌گردند.

۳۲: ۲۱-۳۴ هنگامی که موسی از هارون پرسید که قوم چه کرده بودند که باید متحمل این مجازات شوند هارون در پاسخ چنین شرح داد که گوساله طلایی به طرز اسرارآمیزی از میان تون آتش بیرون آمد (آیه ۲۴). تنها به خاطر شفاعت موسی بود که خداوند هارون را نکشت (تثنیه ۹: ۱۹، ۲۰).

۳۲: ۲۵-۲۹ هنوز برخی از افراد قوم لگام گسیخته بودند. موسی وفاداران به خداوند را فرا خواند، و طایفه لاوی جواب مثبت دادند و به دستور موسی کسانی را که «لگام گسیخته» بودند به شمشیر کشتند. حتی خویشان نزدیک نیز رهایی نیافتند (آیات ۲۵-۲۹). در اینجا حکمی که شکسته شده بود برای سه هزار نفر مرگ به همراه داشت. اما در روز پنطیکاست انجیل فیض ۳،۰۰۰ نفر را نجات داد. شاید وفاداری کامل لاویان علت انتخاب آنها به عنوان سبط لاوی باشد (نگاه کنید به آیه ۲۹).

۳۲: ۳۰-۳۵ موسی به بالای کوه بازگشت تا خداوند را ملاقات نماید، شاید گمان می‌کرد که برای گناهان قوم کفاره‌ای مهیا کند (آیات ۳۰-۳۲). پاسخ خداوند دو جنبه داشت: ابتدا اینکه افرادی را که گوساله را پرستش کرده بودند تنبیه می‌کرد (او این مجازات را با نزول بلایی انجام داد ـ آیه ۳۵)؛ دوم اینکه فرشته خود را پیش روی موسی می‌فرستد تا قوم را به سوی سرزمین موعود هدایت نماید. شخصیت موسی در آیه ۳۲ می‌درخشد – او حاضر بود به جای قوم خود بمیرد. «مرا از دفترت محو ساز» یک اصطلاح است و معنایش این است که «به زندگیم پایان ده». خدا موسی را رها کرد اما پسر محبوب خود را رها نکرد. خداوند ما که گناهی نداشت برای ما گناهکاران جان خود را داد

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish. پذیرفتن ادامه

Translate »