بنياد مسيحي ايرانيان
new

نان روزانه ۲۸ بهمن ۱۷ فوریه

تفسیر پیدایش فصل ۴۷

ت-۹. خانواده یوسف در مصر (باب ۴۷)

۴۷: ۱-۶ هنگامی که پنج نفر از برادران یوسف به فرعون گفتند که شبان هستند، همانطور که انتظار می‌رفت او به آنها گفت که در مراتع سرسبز جوشن ساکن شوند. او همچنین از یوسف خواست برخی از افراد قابل از میان خویشان خود را بر مواشی پادشاه بگمارد.

۴۷: ۷-۱۲ یوسف ترتیبی داد تا پدرش در حضور فرعون حاضر شود. این حقیقت که یعقوب فرعون را برکت داد بدین معنا است که این بدوی ناشناس و سالخورده بزرگتر از فرمانروای مصر بود، زیرا کوچکتر از بزرگتر برکت می‌گیرد (عبرانیان ۷: ۷). یعقوب گفت که روزهای عمرش اندک و بد بوده است. در حقیقت خود او بود که این همه بدی در حق خود انجام داد! یوسف خانواده خود را در بهترین زمین مصر سکونت داد، و هر آنچه را که نیاز داشتند در اختیار آنها قرار داد. زندگی آنها حقیقتاً زندگی پر برکتی شد.

۴۷: ۱۳-۲۶ هنگامی که مردم مصر و کنعان تمام پول خود را در راه خرید خوراک صرف کردند، یوسف قبول کرد که مواشی آنها را در قبال خوراک از آنها قبول کند. سپس زمینهای ایشان را از آنها خرید، غیر از زمینی که به کاهنان مصری تعلق داشت، و سپس به مردم بذر داد تا بکارند، و از آنها یک پنجم از محصول خود را در ازای اجاره زمین به فرعون بدهند، که در واقع یک معامله عادلانه بود.

۴۷: ۲۷-۳۱ اسرائیل به سالهای پایانی عمر خود نزدیک می‌شد، او از یوسف خواست که او را در کنعان دفن کنند. سپس او بر سر بستر خود خم شد («بر سر عصای خود سجده کرد»، عبرانیان ۱۱: ۲۱). درحقیقت همان حروف عبری را می‌توان هم «بستر» خواند و هم «عصا»، بستگی به این که چه اصواتی در آن به کار گرفته شود. متن عبری قدیم آن بستر است، اما در ترجمه هفتاد، که عبرانیان از آن نقل کرده است، «عصا » خوانده می‌شود. کیندر (Kidner) چنین شرح می‌دهد:
در حالیکه هر دو نسخه در ۴۸: ۲ واژه «بستر» را دارند، این رویداد مربوط به پیش از آخرین بیماری او می‌شود (نگاه کنید به ۴۸: ۱)، و «عصا» نیز هم مفهوم درست را انتقال می‌دهد. عصا می‌توانست بهترین وسیله برای این باشد که ماهیت مسافر بودن او را نشان دهد ( تشکر او در ۳۲: ۱۰)، که در عهد جدید هم جایگاه ویژه‌ای به خود می‌گیرد.
و از این رو فریبکار سابق با پرستش زندگی خود را به پایان رساند. او تنها قهرمان ایمان عبرانیان باب ۱۱ است که به عنوان یک پرستنده تحسین می‌شود. او با فیض خدا راه درازی آمده بود و به زودی در شعله‌های جلال چشم از جهان فرو می‌بست

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish. پذیرفتن ادامه

Translate »