بنياد مسيحي ايرانيان
new

نان روزانه ۲۸ اردیبهشت ۱۸ می

تفسیر اعداد فصل ۲۰

ب – ۸. گناه موسی (۲۰: ۱-۱۳)

۲۰: ۱ با شروع این باب اسرائیل چهل سال است که مصر را ترک کرده و سی و هشت سال از فرستادن جاسوسان به داخل آن سرزمین می‌گذرد. قوم به مدت سی و هشت سال سرگردان بوده و حالا به قادش در صحرای صین بازگشته است یعنی درست همان جایی که از آنجا جاسوسان فرستاده شده بودند. حتی نسبت به سی و هشت سال پیش به سرزمین موعود نزدیکترهم نشده بودند! مریم در اینجا فوت کرد و دفن شد. بیش از ۶۰۰۰۰۰ نفر در طی سالهایی که بین بابهای ۱۹ و ۲۰ تلف شده مردند. میوه تلخ بی ایمانی در سکوت برای تمام نسل برداشت شد.

۲۰: ۲-۹ قومی که به موسی و هارون برای کمبود آب شکایت کردند نسل جدیدی بودند اما مانند پدران خود عمل می‌کردند (آیات ۲-۵). خداوند به موسی فرمود که به آن صخره بگوید که آب خود را جاری سازد. او قرار بود عصای هارون را که در خیمه نگهداری می‌شد با خود ببرد (آیه ۹؛ مقایسه شود با ۱۷: ۱۰) گرچه در آیه ۱۱ این عصا، عصای خود او نامیده شده است. عصای هارون عصای کهانت بود؛ عصای موسی عصای داوری و قدرت.

۲۰: ۱۰-۱۳ یک بار دیگر نیز در محلی به نام (مسه و مریبه) قوم به خاطر آب شکایت کردند. بار اول خدا از موسی خواست که عصای خود را به آن نهر بزند (خروج ۱۷: ۱-۷). اما این بار صبر موسی تمام شده بود. اول اینکه با بی احتیاطی با مردم سخن گفت و آنها را مفسدان خطاب کرد (آیه ۱۰) و دوم اینکه به جای فرمان به صخره، صخره را دو مرتبه با عصای خود زد. صخره‌ای که در باب ۱۷ خروج زده شد نمونه‌ای از مسیح است که در جلجتا مضروب گردید. اما می‌بایست فقط یک بار مضروب می‌گردید. بعد از مرگ او روح‌القدس داده خواهد شد که آب موجود در آیه ۱۱ نمونه‌ای از آن است. به دلیل گناه موسی و هارون در این مورد، طبق حکم خدا آنها وارد سرزمین موعود نخواهند شد. او آن مکان را مریبه نام نهاد اما با مریبه موجود در خروج باب ۱۷ مشابه نمی‌باشد. این ماجرا بعضی مواقع به نام مریبه-قادش شناخته می‌شود. نظر جی. کمپبل در اینباره چنین است:

با ظهور خشم، خادم خدا، خدا را به قوم او بد جلوه می‌دهد با وجودی که گفتیم خشم بسیار طبیعی است. دلیل عدم موفقیت او به این خاطر بود که در آن لحظه ایمانش تنوانست حداکثر فعالیتش را داشته باشد. او هنوز به خدا و قدرتش ایمان داشت اما نمی‌توانست باور کند که خدا او را در نظر مردم تقدیس کند. درسی که از این ماجرا می‌شود گرفت واقعا عمیق است. کارهای درست ممکن است از راه‌های غلط انجام شوند و منجر به نتایج بدی شوند. سرودی روحانی وجود دارد که اگر تا به حال در مورد آن فکر نکرده باشیم احتمالا از معنی عمیق آن غافل شده‌ایم:
خداوند با من سخن بگو تا من در انعکاس صدای زنده تو سخن گویم.
این بیش از یک دعا است که ما بتوانیم پیغام خدا را برسانیم و اینکار را با صدا و خلق و خوی او انجام دهیم. این چیزی است که موسی در انجام آن شکست خورد و به خاطر آن به سرزمین موعود راه نیافت.

ب – ۹. مرگ هارون (۲۰: ۱۴-۲۹)

۲۰: ۱۴-۲۱ نقشه ورود به سرزمین موعود شامل ورود مستقیم از بیابان به شمال نبود بلکه سفر به شرق از قلمرو ادومیان سپس به سمت شمال از سواحل شرقی دریای مرده. سپس قوم از اردن عبور می‌کردند. با وجود اینکه اسرائیل به پادشاه ادوم اطمینان داد که از منابع ادوم غذا نخورد و آب ننوشد و به منابع ادوم آسیب نمی‌رساند، پادشاه ادوم مانع عبور بی خطر قوم اسرائیل شد. بعدها در تاریخ اسرائیل تحت فرماندهی شائول با ادوم، یعنی نسل عیسو برادر یعقوب، جنگید و آنها را شکست.
۲۰: ۲۲-۲۹ حین سفر از قادش به کوه هور در نزدیکی مرز ادوم هارون فوت کرد وبرادرش العازر جانشین او شد (آیه ۲۲-۲۹).
متیو هنری چنین می‌نویسد :

گرچه هارون به خاطر گناهش مرد اما او مثل یک تبهکار با بلا یا آتش آسمانی کشته نشد بلکه با آرامش و با افتخار در گذشت. او از قوم خود منقطع نشد: یعنی عبارتی که معمولا برای کشته شدن توسط عدالت الهی استفاده می‌شد برای او کاربرد پیدا نکرد. اما قوم به گرد او جمع شدند درست مانند شخصی که در آغوش فیض الهی می میرد… موسی که خرقه کهانت را نخست به تن هارون کرد حالا برای احترام به کهانت آن را از تن او در می‌آورد چون شایسته نیست که او با آنها بمیرد.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish. پذیرفتن ادامه

Translate »