بنياد مسيحي ايرانيان
new

نان روزانه ۲۶ دی ۱۶ ژانویه

نان روزانه
۱۶ژانویه

تفسیر پیدایش فصل ۱۵

الف-۴. وارث موعود ابراهیم (باب ۱۵)

۱۵: ۱ آیه اول ارتباط نزدیکی با آیه آخر باب ۱۴ دارد. چون پاتریاخ انعام پادشاه سدوم را نپذیرفت، یهوه به او گفت، «ای ابرام مترس، من سپر تو هستم، و اجر بسیار عظیم تو.» و بدینسان ابرام را در حفاظت خود قرار داد و به او ثروت بخشید.

۱۵: ۲-۶ ابرام که بی اولاد بود می‌ترسید که مبادا غلامش، الیعازر دمشقی وارث او گردد، زیرا قانون آن زمان اینگونه بود. اما خدا به او وعده پسر و نسلی داد، نسلی که به تعداد ستارگان بی شمار باشند. از نگاه انسان چنین امری محال است، زیرا از زمان بچه دار شدن سارای گذشته بود. اما ابرام به وعده خدا ایمان داشت، و خدا او را عادل شمرد. عادل شمردگی توسط ایمان که در اینجا نوید آن را می‌خوانیم در رومیان ۴: ۳، غلاطیان ۳: ۶، و یعقوب ۲: ۲۳ تکرار شده است. خدا در ۱۳: ۱۶ وعده می‌دهد که نسل او همچون بار زمین زیاد شود، و در اینجا یعنی در ۱۵: ۵ به تعداد ستارگان. غبار تصویری است از اولاد طبیعی ابرام – کسانی که یهودی زاده‌اند. ستارگان تصویری هستند از نسل روحانی – کسانی که توسط ایمان عادل شمرده می‌شوند (نگاه کنید به غلاطیان ۳: ۷).

۱۵: ۷-۲۱ خدا برای اینکه وعده ذریت (آیات ۱-۶) و سرزمین (آیات ۷، ۸، ۱۸-۲۱)، را تأیید کند از یک نماد بسیار عجیب اما بسیار مهم استفاده کرد (آیات ۹-۲۱). دیوید بارون (David Baron) چنین شرح می‌دهد:
بر طبق رسوم شرقی کهن به هنگام عقد قرارداد یا پیمانی، دو طرف از میان حیوانات کشته شده می‌گذشتند، از این رو به شکلی نمادین شهادت می‌دادند که زندگی خود را در راه این عهد و پیمان خواهند گذاشت (نگاه کنید به ارمیا ۳۴: ۱۸-۱۹). اکنون در پیدایش ۱۵، خودِ خدا که تنور پر دود و چراغ مشتعل نمادی از او بود، از میان اجساد حیوانات عبور می‌کرد، در حالیکه ابرام تنها نظاره گر چنین نمایش باشکوه فیض رایگان خدا بود.
این خود نشانی بود بر اینکه این یک عهد بلاشرط بوده است، و تحقق آن تنها به خدا بستگی داشت.
بر طبق نظری دیگر درباره این عبارت، لاشه‌های قربانی نمادی از قوم اسرائیل هستند. لاشخورها نمادی از امتها هستند. زمینی که از آن ایشان نباشد مسلماً همان مصر است. اسرائیل از اسارت مصر آزاد خواهد شد و در پشت چهارم به کنعان باز خواهد گشت. تنور پر دود و چراغ مشتعل توصیف کننده سرنوشت ملی اسراییل است – رنج و شهادت دادن بر نام خدا.

تا زمانی که گناه اموریان تمام نشود رهایی اسرائیل کامل نخواهد شد. ساکنان بی دین کنعان باید سرانجام نابود می‌شدند. اما خدا همیشه به شریران اجازه می‌دهد تا پیش از اینکه داوری شوند جولان دهند، و گاهی هم به نظر به قوم او آزاری رسانند. او صبور است، و نمی‌خواهد که کسی هلاک شود – حتی اموریان فاسد (دوم پطرس ۳: ۹). او همچنین اجازه می‌دهد که شریر در ظاهر به نتیجه هم برسد تا عواقب اسفناک شرارت برای همه روشن باشد. از این رو خشم او کاملاً خشمی عادلانه است.
آیات ۱۳ و ۱۴ یک مشکل زمانی را مطرح می‌سازند. در این آیات چنین پیشگویی شده است که قوم ابرام به مدت ۴۰۰ سال در سرزمین بیگانه بردگی خواهند کرد، و در پایان این دوره با ثروت بسیار باز خواهند گشت. در اعمال ۷: ۶ نیز این ۴۰۰ سال تکرار شده است.

در خروج ۱۲: ۴۰-۴۱ می‌خوانیم که بنی اسرائیل تا آن روز ۴۳۰ سال در مصر ساکن بودند.
در غلاطیان ۳: ۱۷ پولس می‌گوید که از زمانیکه خدا عهد با ابراهیم را تأیید کرد تا زمان اعطای شریعت ۴۳۰ سال فاصله زمانی وجود دارد.
چگونه می‌توان این سالها را با هم انطباق داد؟
۴۰۰ سالی که در پیدایش ۱۵: ۱۳، ۱۴ و در اعمال ۷: ۶ ذکر شده است اشاره دارد به زمان مصیبتهای سخت اسرائیل در مصر. یعقوب و خانواده‌اش هنگامی که به مصر آمدند در اسارت و بردگی نبودند. بلکه در مقابل بسیار شاهانه با آنها رفتار شد.
۴۳۰ سال در خروج ۱۲: ۴۰، ۴۱ اشاره‌ای است به کل زمانی که قوم اسرائیل در مصر بودند – تا بدان روز. این یک تصویر درست است.
۴۳۰ سال در غلاطیان ۳: ۱۷ تقریباً همان زمانی را که در خروج ۱۲: ۴۰، ۴۱ ذکر شده است، پوشش می‌دهد. این سالها از زمانی که خدا عهد ابراهیم را تأیید کرد تا زمانی که یعقوب تدارک رفتن به مصر را می‌دید حساب شده‌اند (پیدایش ۴۶: ۱۴)، و تا اعطای شریعت یعنی سه ماه بعد از خروج از مصر ادامه می‌یابند.

چهار نسل در پیدایش ۱۵: ۱۶ را می‌توان در خروج ۶: ۱۶-۲۰ یافت: لاوی، قهات، عمرام، موسی. اسرائیل هنوز سرزمینی را که در آیات ۱۸-۲۱ وعده داده شده بود، تصرف نکرده بود. سلیمان بر آن حکومت کرد (اول پادشاهان ۴: ۲۱، ۲۴)، به عنوان ایالتهای خراجگزار، اما قوم او آن را تصرف نکردند. این عهد زمانی کامل می‌شود که مسیح سلطنت را به دست گیرد. هیچ چیزی نمی‌تواند در اجرای این هدف وقفه‌ای ایجاد کند. وعده‌های خدا بسیار مسلم است، گویی که واقعاً رخ داده‌اند!
رود مصر (آیه ۱۸) را عموماً نهری می‌دانند که در جنوب غزه جریان داشته است و اکنون به نام وادی الأریش معروف است و نه رود نیل.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish. پذیرفتن ادامه

Translate »