بنياد مسيحي ايرانيان
new

نان روزانه ۲۲ بهمن ۱۱ فوریه

تفسیر پیدایش فصل ۴۱

ت-۵. یوسف خواب فرعون را تعبیر می‌کند (باب ۴۱)

۴۱: ۱-۱۳ هنگامی که جادوگران مصری نتوانستد خوابی را که فرعون درباره هفت گاو فربه و هفت گاو زشت و لاغر، و هفت سنبله فربه و خوب و هفت سنبله لاغر دیده بود تعبیر کنند، رئیس ساقیان یوسف و توانایی او را در تعبیر خوابها به یاد آوردند. دو سال کاملی که در آیه ۱ ذکر شده است یا اشاره‌ای است به مدت زمان زندانی شدن یوسف و یا دو سال از زمانی که رئیس ساقیان آزاد شده بود.

۴۱: ۱۴-۳۲ یوسف که به نزد فرعون احضار شده بود شرح داد که هفت سال فراوانی و برکت در مصر خواهد بود و به دنبال آن هفت سال قحطی که زمین را تباه خواهد کرد. تکرار خواب فرعون بدین معنا بود که خدا آن را مقرر کرده است و به زودی واقع خواهد شد. ما چنین موضوعی را در خواب یوسف در مورد آینده او دیدیم (۳۷: ۶-۹) و همچنین در رؤیاهای مشابهی در دانیال ۲ و ۷. در کتاب مقدس ۲ نماد شهادت است. یوسف در حضور فرعون و در کاخ سلطنتی او همان پاسخ را داد که در زندان داده بود. «از من نیست، خدا فرعون را به سلامتی جواب خواهد داد» (آیه ۱۶ و ۴۰: ۸). این فروتنی یوسف بود که باعث شد خداوند چنین مسئولیت خطیری را بدون اینکه تردیدی به دل راه دهد به او بسپارد.

۴۱: ۳۳-۳۶ یوسف به فرعون توصیه نمود که در طول سالهای فراوانی گندم ذخیره کند تا در سالهای قحطی خوراک باشد. نقشه او چیزی بود که بعد از آن «سیلوهای ذخیره خوراک» نامیده شد.

۴۱: ۳۷-۴۶ فرعون آنقدر خوشش آمده بود که فرمان داد یوسف شخص دوم مملکت باشد، و او را گماشت تا این برنامه را اجرا کند (آیه ۴۰)، و به او اطمینان بخشید که بدون رضایت او کسی کاری نخواهد کرد (آیه ۴۴)، و نامی جدید بر وی گذارد، صفنات فعنیح (آیه ۴۵ الف) معنی نام او مشخص نیست. برخی می‌گویند نجات دهنده دنیا؛ برخی می‌گویند احتمالاً خدا سخن می‌گوید و زنده است. همچنین اسنات را به او به زنی داد (آیه ۴۵). چگونه ممکن بود فرعون یک زندانی عبرانی را تنها به خاطر تعبیر یک خواب و بدون اینکه صبر کند تا ببیند که آیا او راست می‌گوید بر سرزمین مصر گماشت؟ پاسخ آن در امثال ۲۱: ۱ است: «دل پادشاه مثل نهرهای آب در دست خداوند است.» یوسف اولین نفر از میان یهودیان با ایمان بود که در حکومت امتها منصبی بدو سپرده شد. هنگامی که خدمت خود را آغاز کرد او سی ساله بود (آیه ۴۶)؛ وقتی که توسط برادرانش فروخته شد هفده سال داشت (۳۷: ۲)

۴۱: ۴۷-۵۲ فراوانی هفت سال اول آنقدر زیاد بود که نمی‌شد دقیقاً مشخص کرد این فراوانی به چه میزانی بود. در طی همان سالها بود که دو پسر برای یوسف متولد شد – منسی (فراموش کردم) و افرایم (بارور). یوسف بدیهایی را که در حقش شده بود فراموش کرد و بسیار غنی شد.

۴۱: ۵۳-۵۷ هنگامی که هفت سال قحطی فرا رسید، مردم گرسنه تمام مصر و تمام زمینها برای خرید گندم نزد یوسف می‌آمدند. در اینجا یوسف نمونه‌ای از مسیح است، که توسط او تمام برکات خدا به میان مردم گرسنه این زمین تقسیم می‌شد. این مشیت خدا بود که یوسف را به مصر آورد تا مردم را از خشکسالی نجات دهد، اما دلیل دیگر این بود که آنها را از فساد اخلاقی سرزمین کنعان دور نگاه دارد. باب ۳۸ آنچه را که در کنعان بر بنی اسرائیل می‌گذشت به تصویر می‌کشد. درمان خدا برای آنها این بود که آنها را به مصر بیاورد، جاییکه آنها طبیعتاً از دنیای بی ایمان دور بودند (۴۳: ۳۲).

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish. پذیرفتن ادامه

Translate »