بنياد مسيحي ايرانيان
new

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی بررسی وضعیت پناهجویان ترکیه با عبدالله اسدی و راحله نوروزی

نزدیک به چهار دهه است، دقیقآ بعد از انقلاب اسلامی ایران، که کشور ترکیه به اصطلاح ماوای پناهجویان ایرانی ست.
بسیاری از هموطنان ما به دلایل گوناگون از جمله مشکلات سیاسی، اجتماعی، مذهبی، قومی و ملیتی ناچار به ترک وطن شدند. آنچه نظام حاکم بر ایران به آن مشغول شد؛ تجاوز به حریم افکار و اندیشه ها ومنش انسان ها و رد و سرکوب هر گونه افکار مخالف بود تا جایی که دیگر هر اندیشه و دگراندیشی ای، حرمت و جایگاه خود را از دست داد. در این راستا بسیاری از کسانیکه مخالف جریان حاکم بودند، جان و مال و خانواده شان مورد تاخت و تاز حاکمان قرار گرفت و به ناچار مجبور به ترک دیار و خانواده خود گشته و به ترکیه پناه آوردند.
این افراد، در مسیر ترک وطن و یافتن پناهگاهی در کشور ترکیه، متحمل ناملایمات و حوادث ریزو درشت فراوانی شدند و این پایان ماجرا نبود. با کمال تاسف، همین افراد در مرحلۀ بعد با بی تفاوتی کمیساریای عالی پناهجویان سازمان ملل مواجه شدند. در ترکیه در بسیار از شهرها، به عمد، با شکست شخصیت و حرمت انسانی پناهجویان خسته، سعی بر هر چه سخت تر کردن شرایط آن ها دارد .آنها، آخرین توان جان پناهجو را هم می گیرند.
بلاتکلیفی، گرفتن جواب منفی، اجبار به ترک خاک و حتی در صورت دریافت قبولی در بخش کشوری، انتظار طولانی برای مشخص شدن زمان پرواز، پروسه های شکنجه آوریست که پناهجویان ایرانی در ترکیه، مجبور به هضم آن هستند.
پناهجویان در ترکیه، قربانیان حکومت مسموم و پلید جمهوری اسلامی ایران هستند، کشوری که تنها مرگ در آن به مساوات تقسیم می شود. اینها افرادی هستند که حتی در ایران امکان برگزاری یک دادگاه عادلانه و قانونمند را ندارند و حال می بایست برخورد بد پلیس و دولت ترکیه را تحمل کنند.
در کنار همۀ اینها، عدم پاسخگویی به مشکلات وهزاران درد بی درمان، مقوله ایست که جای بحث فراوان دارد.
بیکاری پناهندگان، بسته شدن بیمه های درمانی، نداشتن حق کار، همه اینها فشارهایی ست که بر دوش پناهندگان سنگینی می کند و بسیاری از آن ها، تاب تحمل این همه فشار را نداشته و دست به خودکشی میزنند .
تمامی این ها یک سو، از سوی دیگر آنچه سخت تر و وحشتناک تر است، سکوت و بی تفاوتی هموطنان، در خارج از مرزهای کشور است. هموطنان صاحب قدرت، علم و تکنولوژی که چشم و گوش شان را بر روی این همه ظلم و بی عدالتی بسته اند و تنها دم از تاریخ ۲۵۰۰ سالۀ کشوری می زنند که مجبور به ترک آن شده اند. دروغی بزرگ که دیگر هیچ درکی از آن باقی نمانده است. از آن تاریخ با شکوه فقط ما باقی مانده ایم، کسانی که در ترکیه پناهجو هستیم.
با تاسف فراوان، پناهجویان، امروز قلبی شکسته و دلی پرخون و ذهنی لبریز از ترس و وحشت دارند. وحشت اجبار به زندگی دوباره در ایران؛ البته نه در خانه های آشنای خود بلکه در زندانهای مخوف جمهوری اسلامی و یا در انتظار برای رفتن به پای چوبۀ دار.
امروز آنچه بر پناهنده ها و پناهجویان ایرانی می گذرد مهر بطلانیست بر فرهنگ دو هزار و پانصد ساله ای که باعث مباهات ماست. گویی صدای خفتۀ پناهجویان این را به همگان یادآور می شود: «از آن شکوه که ورد زبان شماست جز یک خیال و افسانه، چیز دیگری باقی نمانده است.»
تمام آنچه گفته شد، لحظه ای از زندگی ملالت بار و سخت پناهجویان در ترکیه را هم نمی تواند به تصویر بکشد.اینهمه گفته شد تا
در انتها از شما خواهش کنم، پناهندگان ترکیه را فراموش نکنید

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish. پذیرفتن ادامه

Translate »